بررسی تأثير متقابل‌ فرهنگ‌ و ورزش‌ بر یکدیگر

مطالب دیگر:
📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان محلات📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان ساوه📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان شازند📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان تفرش📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان زرندیه📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان بندرعباس📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان بندر لنگه📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان بستک📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان حاجی آباد📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان جاسک📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان میناب📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان رودان📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان اسدآباد📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان بهار📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان همدان📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان کبودرآهنگ📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان ملایر📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان نهاوند📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان رزن📚شیپ فایل محدوده سیاسی شهرستان تویسرکان📚نقشه ی مدل رقومی ارتفاعی شهرستان اردبیل📚نقشه ی مدل رقومی ارتفاعی شهرستان بیله سوار📚نقشه ی مدل رقومی ارتفاعی شهرستان گرمی📚نقشه ی مدل رقومی ارتفاعی شهرستان خلخال📚نقشه ی مدل رقومی ارتفاعی شهرستان کوثر
بررسی تأثير متقابل‌ فرهنگ‌ و ورزش‌ بر یکدیگر|30014961|nsc
باری دیگر یکی دیگر از فایل ها با عنوان بررسی تأثير متقابل‌ فرهنگ‌ و ورزش‌ بر یکدیگر آماده دریافت می باشد برای دانلود به ادامه پست مراجعه نمایید.

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 53







آداب‌ زورخانه‌



1 ورزشكار بايد موقع‌ ورود به‌ گود، از نظر شرعي‌ پاك‌ باشد (شخص‌ جنب‌ و يا محتلم، حق‌ ورود به‌ گود ندارد).



2 ختم‌ ورزش‌ را مياندار، با اجازه‌ بزرگترها و حضار اعلام‌ مي‌كند، و براي‌ دعا تعارف‌ و پيشنهاد مي‌كند تا يكي‌ از پيش‌كسوتان‌ در باشگاه، مراسم‌ دعا را انجام‌ دهد.



3 موقع‌ مراسم‌ دعا بايد همه‌ ساكت‌ و خاموش‌ باشند و هر كس‌ هر كجا هست‌ بايد بي‌حركت‌ باشد و گوش‌ به‌ سخنان‌ دعا كننده‌ بدهد (چه‌ ورزشكار و چه‌ تماشاچي).



4 اگر ضمن‌ دعا، تماشاچيان‌ از باشگاه‌ خارج‌ شوند، به‌ ورزشكاران‌ داخل‌ گود بي‌احترامي‌ است.



5 داخل‌ گود و روبه‌روي‌ سردم، محل‌ ورود ورزشكاران‌ به‌ گود است‌ كه‌ پايين‌ترين‌ نقطة‌ گود محسوب‌ مي‌شود، و بالعكس، بالاترين‌ محل‌ آن‌ جنب‌ سردم‌ است.



6 ورزشكاران‌ در داخل‌ گود به‌ ترتيب‌ سوابق، از پايين‌ به‌ بالا مي‌ايستند، غير از سادات‌ كه‌ آنها چنانچه‌ مبتدي‌ هم‌ باشند، بالا دست‌ قرار مي‌گيرند و بعد از همه‌ مي‌چرخند.



7 كباده‌ كشيدن، كه‌ اصطلاحاً‌ به‌ آن‌ كباده‌ زدن‌ هم‌ مي‌گويند، بر خلاف‌ چرخيدن‌ از سادات‌ و بزرگترها شروع‌ مي‌شود و هنگام‌ كباده‌ كشيدن‌ بايد كمان‌ در دست‌ چپ‌ و زنجير (چله) در دست‌ راست‌ قرار گيرد.(8)



2 در زورخانه‌



از گذشته‌هاي‌ دور چنين‌ معمول‌ بوده‌ است‌ كه‌ در زورخانه‌ها را كوتاه‌ مي‌ساختند. گويند در زورخانه‌ از آن‌ جهت‌ كوتاه‌ ساخته‌ شده، كه‌ چنانچه‌ كسي‌ خواست‌ وارد شود، خميده‌ و سر به‌ زير و با ادب‌ وارد شود و بداند آن‌جا مكان‌ جوانمردان‌ است. ديگر آن‌كه، وجود لنگرگاه‌ (زورخانه) در زيرزمين‌ها به‌ اين‌ دليل‌ بود كه‌ دشمن‌ مكان‌ پهلوانان‌ و عياران‌ را پيدا نكند.(9)



3 احترام‌ به‌ سادات‌



همان‌گونه‌ كه‌ در آداب‌ زورخانه‌ اشاره‌ شد، در اين‌ ورزش‌ به‌ سادات‌ و فرزندان‌ حضرت‌ زهرا(س) احترام‌ فوق‌العاده‌اي‌ گذاشته‌ مي‌شود و سادات‌ مبتدي‌ را بر پيش‌كسوتان‌ باسابقه‌ و قديمي‌ مقدم‌ مي‌دارند، هم‌ در چرخيدن‌ و هم‌ در كباده‌ زدن‌ و هم‌ در ترتيب‌ ايستادن‌ در گود.



طرز ايستادن‌ در گود زورخانه‌ اين‌گونه‌ است‌ كه‌ مياندار رو به‌ مرشد، وسط‌ مي‌ايستد و آن‌كه‌ پيش‌كسوت‌ است، پشت‌ به‌ مرشد در كنار ديوار گود و همين‌طور به‌ ترتيب‌ رتبه‌ و سابقه‌ زيردست‌ يكديگر تا آخر، ولي‌ اگر يكي‌ از پهلوانان‌ و يا حتي‌ مبتديان‌ سيد و از اولاد حضرت‌ زهرا(س) باشد به‌ جاي‌ اولين‌ نفر، پشت‌ به‌ مرشد قرارش‌ مي‌دهند.(10)



در مورد نحوه‌ ورود و خروج‌ ورزشكاران‌ نيز چنين‌ است. اگر عده‌اي‌ از ورزشكاران‌ بخواهند دسته‌ جمعي‌ به‌ زورخانه‌ بروند يا از آن‌ خارج‌ شوند، حق‌ تقدم‌ با سادات‌ پهلوان، پيش‌كسوتان‌ و بعد نوبت‌ بقيه‌ است.(11)



در اين‌ رشته‌ ورزشي، محل‌ ورزش‌ پهلوانان‌ در داخل‌ گود است‌ و اين‌ به‌ معناي‌ تواضع‌ پهلوانان‌ در برابر حضار است. با اين‌كه‌ بطور معمول، ورزشكاران‌ از سايرين‌ از نظر جسمي‌ و بدني‌ قوي‌تر مي‌باشند، ولي‌ زور بازو آنان‌ را مغرور نساخته، بلكه‌ روز به‌ روز، هماهنگ‌ با قدرت‌ بدني، به‌ تواضع‌شان‌ نيز افزوده‌ مي‌شود.



4 گود زورخانه‌



اما نكته‌ قابل‌ توجهي‌ كه‌ ارتباط‌ گود را با مذهب، هر چه‌ بيشتر آشكار مي‌سازد، شكل‌ خاصي‌ است‌ كه‌ در ساختمان‌ گود رعايت‌ مي‌شود.



گود زورخانه‌ بويژه‌ از زمان‌ صفويه، به‌ ياد قبر شش‌گوشه‌ حضرت‌ سيدالشهدأ7 و يا به‌ افتخار امام‌ هشتم7، شش‌ ضلعي‌ يا هشت‌ ضلعي‌ و گاهي‌ كمتر يا بيشتر درست‌ مي‌شد كه‌ همه‌ عنوان‌ مذهبي‌ داشت. سردم‌ در زمان‌ صفويه‌ آن‌چنان‌ شد كه‌ بر آن‌ مي‌نشستند و علاوه‌ بر آنچه‌ گفته‌ شد، حتي‌ در تعزيه‌ حضرت‌ امام‌ حسين7 شعرها مي‌خواندند و يا تبليغ‌ مذهب‌ جعفري‌ مي‌نمودند، مخصوصاً‌ تا اين‌ اواخر، اين‌ عمل‌ براي‌ ماههاي‌ محرم‌ و رمضان‌ انجام‌ مي‌گرفت‌ و هنوز هم‌ در بسياري‌ زورخانه‌ها معمول‌ است.(12) چنانچه‌ در فيلم‌ شب‌ دهم‌ در داستان‌ حيدر خوش‌مرام‌ ديديم‌ كه‌ زورخانه‌ چطور به‌ محل‌ تعزيه‌ و عزاي‌ امام‌ حسين7 تبديل‌ شد و از يك‌ عشق‌ مجازي‌ و زميني‌ به‌ عشق‌ واقعي‌ و الهي‌ نزديك‌ شد.(13)



5 زورخانه‌ و رمضان‌



وقتي‌ كه‌ از ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد، ذهن‌ انسان‌ به‌ سوي‌ روزه‌ و ارتباط‌ با خداوند متوجه‌ مي‌شود. از آن‌جا كه‌ روزه‌ ماه‌ رمضان‌ واجب‌ بوده‌ و ترك‌ آن‌ گناه‌ و موجب‌ كفاره‌ است، انسان‌ نبايد كاري‌ كند كه‌ مجبور به‌ ترك‌ و يا نقض‌ روزه‌ شود، و بطور كلي‌ انجام‌ هر كاري‌ مانند خون‌ گرفتن‌ و حمام‌ رفتن‌ كه‌ باعث‌ ضعف‌ شود، بر شخص‌ روزه‌دار مكروه‌ است.(14) هر چند مجبور به‌ خوردن‌ روزه‌ خود نشود. از اين‌ رو مي‌بينيم‌ كه‌ برنامه‌ كار زورخانه‌ در ماه‌ رمضان، با ساير ماههاي‌ سال‌ متفاوت‌ است. زورخانه‌ در بسياري‌ از اوقات، صبح‌ و عصر و شب، داير بوده‌ و هر كس‌ به‌ مقتضاي‌ كاري‌ كه‌ پيشه‌ داشته، اوقات‌ فراغت‌ مخصوص‌ خود را با وقت‌ زورخانه‌ متناسب‌ مي‌ساخته‌ و ورزش‌ مي‌كرده، به‌ استثناي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ كه‌ فقط‌ شب‌ها داير بوده‌ و مي‌باشد.(15)



6 حركات‌ ورزشي‌



ارتباط‌ ورزش‌ زورخانه‌اي‌ و مذهب، آن‌چنان‌ قوي‌ و نزديك‌ است‌ كه‌ حتي‌ شمارش‌ حركات‌ ورزشي‌ نيز در اين‌ رشته‌ رنگ‌ مذهبي‌ به‌ خود گرفته‌ است. براي‌ نمونه، به‌ نحوه‌ شمارش‌ سنگ‌ گرفتن‌ و شنا در اين‌ رشته‌ ورزشي‌ اشاره‌ مي‌نماييم.



در ابتدا شعري‌ به‌ مناسبت‌ شروع‌ ورزش‌ سنگ‌ با آواز مخصوص‌ مي‌خوانند و سپس‌ شروع‌ به‌ شمردن‌ مي‌كنند:



اول‌ دفتر به‌ نام‌ ايزد دانا صانع‌ و پرودگار حي‌ توانا



يك‌ است‌ خدا، دو نيست‌ الله، سبب‌ ساز كل‌ سبب، چاره‌ بيچارگان، پنج‌ تن‌ آل‌عبا، شش‌ طاق‌ عرش‌ مجيد، امام‌ هفتم، قبله‌ هشتم، نوح‌ نبي، دهنده‌ بي‌منت‌ الله، علي‌ و يازده‌ فرزندش، جمال‌ هشت‌ و چهار صلوات، زياد باد دين‌ نبي، چهارده‌ معصوم‌ پاك، نيمه‌ كلام‌ الله‌ مجيد، شانزده‌ گلدسته‌ طلا، هفده‌ كمربسته‌ مولا، هجده‌ هزار عالم‌ و آدم، ختم‌ پورياي‌ ولي، آقاي‌ خوبان‌ علي.



شمارش‌ سنگ‌ در تهران‌ 117 عدد است‌ كه‌ به‌ آن‌ 117 كمر بسته‌ مولي‌ مي‌گويند. اما در كاشان‌ و اصفهان‌ و بعضي‌ ولايات‌ جنوبي‌ عدد 114 مرسوم‌ است‌ كه‌ به‌ 114 سوره‌ كلام‌ الله‌ مجيد استناد شده‌ و در بعضي‌ از شهرهاي‌ خراسان‌ و شهرهاي‌ شمال‌ عدد 110 را براي‌ شمارش‌ مبنا مي‌گيرند كه‌ طبق‌ حروف‌ ابجد، نام‌ مبارك‌ علي7 است.(16)



يكي‌ ديگر از بخش‌هاي‌ ورزش‌ زورخانه‌اي، شنا مي‌باشد كه‌ با شكل‌هاي‌ گوناگون‌ و در چند مرحله‌ انجام‌ مي‌گيرد. مجموعه‌ شناها اغلب‌ به‌ هزار مي‌رسد و آنها كه‌ قدرت‌ ندارند، يك‌ در ميان‌ مي‌روند يا زانوها را بر زمين‌ نهاده، هماهنگ‌ ديگران‌ سر تكان‌ مي‌دهند. شنا در تقويت‌ تمام‌ ماهيچه‌هاي‌ بدن، بويژه‌ عضلات‌ سرشانه‌ها و بازوها مؤ‌ثر است. در قديم، مرشد دعاي‌ جوشن‌ كبير مي‌خواند، كه‌ هزار نام‌ خدا در آن‌ است‌ و با هر نامي‌ كه‌ مي‌برد، پهلوانان‌ به‌ شنا مي‌رفتند و در پاسخ‌ مرشد مي‌گفتند (يا الله) و احتمالاً‌ در بعضي‌ از شهرستان‌ها هنوز مرسوم‌ است.



به‌ دليل‌ اهميت‌ و قداست‌ قرآن، اولين‌ منبع‌ استدلال‌ را قرآن‌ قرار مي‌دهيم:



قرآن، كتاب‌ آسماني، سرمشق‌ و راهگشاي‌ زندگي‌ انسانها در همه‌ شؤ‌ون‌ و امور تا قيامت‌ مي‌باشد. در اين‌ كتاب‌ مقدس‌ آياتي‌ وجود دارد كه‌ به‌ گونه‌اي‌ بر اهميت‌ ورزش‌ و نيرومندسازي‌ جسم‌ در كنار تقويت‌ روح‌ و بعد علمي‌ آن‌ دلالت‌ دارد. ما در اين‌جا به‌ برخي‌ از آيات‌ كه‌ دلالت‌ بر ورزش‌ و تقويت‌ جسم‌ دارد، اشاره‌ مي‌كنيم‌ و به‌ تحليل‌ آن‌ مي‌پردازيم:



1 توان‌ رزمي‌ طالوت‌



«اِنَّ‌ اَ‌ اصطَفيهُ‌ عَلَيكُم‌ وَ‌ زَ‌ادَهُ‌ بَسطَةً‌ فِي‌ العِلمِ‌ وَ‌ الجِسمِ»(17)



خداوند او را بر شما برگزيده‌ و علم‌ و (قدرت) جسم‌ او را وسعت‌ بخشيده‌ است.



از جمله‌ مواردي‌ كه‌ نيرومندي‌ جسماني‌ بعنوان‌ يك‌ مزيت‌ و امتياز و ارزش‌ در قرآن‌ مطرح‌ شده، داستان‌ طالوت‌ و قوم‌ بني‌اسرائيل‌ است. قوم‌ يهود كه‌ در زير سلطة‌ فرعونيان، ضعيف‌ و ناتوان‌ شده‌ بودند، بر اثر رهبري‌هاي‌ حكيمانه‌ حضرت‌ موسي‌ نجات‌ يافته‌ و به‌ قدرت‌ و عظمت‌ رسيدند، ولي‌ پس‌ از مدتي‌ دچار غرور شده‌ و دست‌ به‌ قانون‌ شكني‌ زدند. و سرانجام‌ از قوم‌ جالوت‌ كه‌ در كنار درياي‌ روم، بين‌ فلسطين‌ و مصر، مي‌زيستند شكست‌ خورده‌ و 440 نفر از شاهزادگانشان‌ به‌ اسارت‌ جالوتيان‌ در آمدند.